شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ يه بار هم 6ساله بودم رفته بودم قصابي ، دم عيد بود و خيلي هم شلوغ … قصابه هم گوشت هرکي آماده ميشد اينجوري صداش ميزد : گوساله کي بود ؟؟؟ گوسفند بيا اينجا … خلاصه نوبت من شد و ساتورِش رو آورد بالا گفت : تو گوسفندي ؟ منم ترسيدم زدم زير گريه گفتم نه عمو به خدا من گاوم !!! جاتون خالي چند نفر در اثر زدن هليکوپتري زياد پره هاشون شکست ؛ قصاب که داشت واسه خودش رقص چاقو ميزد
آواي من
:)
آواي من
خوبي؟منکه توپ توپم..الان ديگه ميرم نخود سبز چرخ کنم..فعلا
فعلا
خخخخخخخخخخخ :D
آواي من
:D
:D :D
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top